آزمایشگاه
یه سری عزیز دل مامان بابارو بردیم پیش دکتر نیک ورز براش آزمایش نوشت که ببینه کم خون هست یا نه که خداروشکر مشکلی نداشت. وقتی رفتیم آزمایشگاه من که اصلا نتونستم داخل بمونم بابات نشست و ازت خون گرفتن خیییییییییییییلی گریه کردی مامان فدات شه الهی هیچوقت اشکتو نبینم دخترم

اینم داخل آزمایشگاه:

بعد از آزمایشگاه هم بابایی رفت واسه دخترش یه کتاب قشنگ هدیه گرفت:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آزمایشگاه
